1-از همان هفته‌ي پيش سعي كردم يك چيزي بگويم كه حداقل به خاطر "بزرگراه گمشده" بودن اينجا نشاني از "من هر طور كه بخواهم خاطراتم را به خاطر مي آورم" داشته باشد. شايد امشب پاي 90 تمامش كردم اما خوب به حالا كه دقيق تر فكر مي كنم من نمي توانم حرف نزنم:

2-مي نشينم پاي نت تا مطالب مربوط به يك سمينار نمي دانم از كجا آمده‌ي زيست را جمع و جور كنم. و اين دقيقا تير خلاصي است براي روز بي فايده‌ام.

قرار است من در مورد بيماري به نام body dysmorphyc disorder مطالب اوليه را پيدا كنم. يك بيماري كه درست عكس خود شیفتگی است و اختلال بد شكلي بدن يا خود بدريخت بيني (!) ترجمه شده . هيچ پايان‌نامه‌اي به زبان فارسي در اين زمينه وجود ندارد و اين يعني هيچ دانشجويي به ذهنش نرسيده كه اين مي تواند مسئله‌ي مهمي باشد. يعني از نطر هيچ دانشجويي آمار عمل هاي زيبايي در ايران عجيب نيست و يعني...

چند تا تست پيدا مي كنم كه تشخيص دهد مثلا دانش آموزان مركز ما چند درصد شان اين درد بي درمان را دارند. به سوال 10 نرسيده تست ا مي بويم مي گذارم كنار:

از نظر دوست پسر/دختر تون در مورد سايز كمرتون راضي هستيد؟

حالا هر چقدر هم كه به لطف ترجمه ی فوق العاده‌ي من سوال آبكي جلوه كند همين سوال آبكي را هم كه نمي شود داد دختر دبيرستاني ایران جواب دهد . در خوشبينانه ترين حالت 70 درصد دختران مركز ما با پسري ارتباط دارند كه باز هم در خوشبينانه ترين حالت تنها اسم 50 درصد اين پسرها را مي شود گذاشت دوست حالا اينكه چند درصدشان اصلا سايز كمر دوست دحترشان را مي دانند... حالا اصلا به فرض كه دوست پسر همه ي هم مدرسه‌اي هاي من راجع به سايز دوست دخترهايشان اعلام نظر مي كنند و دخترها هم اصلا به اين بهانه كه خاك بر سرت تو فقط به سكس فكر مي کنی با آن ها قطع رابطه نكنند. كدام عقل سالمي مي گويد به مسئولين مدسه بگو مي خواهم چنين تستي از دانش آموزانتان بگيرم؟

3-اس ام اسي تهديد آميز از شماره‌اي ناشناس مي رسد كه اين چه فيلم بدي بود دادي به من. حالا فكرش را بكنيد كه فيلم مد نظر دوست ناشناس ما راننده تاكسي بوده!

راست مي گويد چون مثلا يك صحنه صداي ناله هاي شهوت انگيزي از صندلي پشت تاكسي مي آمد فيلم حتما بد بوده اصلا مسئله‌اي نيست با معيارهاي اخلاقي او راننده تاكسي(گرچه من نمي دانم چرا) ولي بد بوده. به او قول مي دهم كه فيلم "خوبي"برايش پيدا كنم. اما هرچه مي گردم فيلمي كه هم با معيارهاي آدمي كه يك بار در تمام عمرش فيلم درست و حسابي ديده خوب باشد هم با معيارهاي دوست من گير نمي آورم.

4-جايي خواندم مدتي در دست‌شويي هاي بين راه آمريكا شيرهايي گذاشته اند كه معتقد بودند كه در صرفه جويي بسيار موثر خواهند بود.

بار اول كه دستت را زير آن مي گرفتي مقداري صابون رويش مي ريخت. بار دوم مقداري آب و بار سوم هواي گرمي از لوله خارج مي شد كه دستت را خشك كند. براي طراح چنين وسيله اي همه‌ي آدم ها يكسان بودند. حالا مثلا اگر يك مسلمان بخواهد با چنين شيري وضو بگيرد مسلما به صرفه جويي آب كمكي نخواهد كرد.

5- دوستي داشتيم كه دانشجوي كشاورزي بود و گاهي به مسخره مي گفت كه ما كلي در مورد آب و هواي مرطوب و چگونگي كشت محصول در آن مي خوانيم چون آب و هواي كشور نويسنده‌ي فلان كتاب معتبر مرطوب است بعد سرمان را از دانشگاه مي آوريم بيرون مي بينيم ايران بيايان است!

6- من نمي دانم ما مدرك تحصيلي مي گيريم كه دقيقا با آن چه كار كنيم وقتي با درسي كه به ما مي دهند نمي توانيم مشكلات اطراف خودمان را حل كنيم. هاليوود مسلما براي فرهنگ ما فيلم نمي سازد. هيچ ايرادي هم نمي شود گرفت كه چرا طراح تست تشخيصbdd يا طراح آن شير دستشويي كه گفتم ما را در نظر نگرفته است.

باور كنيد اگر هر كس سعي كند مشكل خودش را حل كند همه چيز درست خواهد شد. اما حيف كه درسي كه ما مي خوانيم ترجمه‌ي آن چيزي است كه مشكلات ينگه‌ي دنيا را حل مي كند...

پاورقي1: هنوز هم مي شود به اين اميد كه امشب 90 دارد پاي تلوزيون نشست. 90 هم گرچه به اصطلاح ترجمه‌ي يك برنامه ي خارجي است اما حداقل عادل مترجم خوبي بوده كه توانسته نیاز فوتبال ما را با آنچه كه آن طرفي‌ها مي سازند تطبيق دهد.

پاورقي2:هنوز هم آپ درست حسابي نكردم! به كسي هم سر نزدم. دلم براي همه تنگ شده . براي قلم فرانسه. براي كاسني كه شبيه نامجو بود براي محسن و شعبونش(آيكون گريه‌ي بسيار!) به قول ايراني براي چلچراغ ميرزا و... (آيكون گريه‌ي خيلي زياد حتي بيش تر از بسيار!)

پاورقي3:نياز به مشورت دارم. اگر خود را آدم مناسبي مي دانيد و حوصله اش را هم داريد به من لطف بزرگي مي كنيد اگر آيديتان را داشته باشم.(يا يك چيزي به همين مضمون با جمله بندي بهتر!)

پاورقی۴: امروز همه مرا نا امید کردند. به امید گوش مفت دوست/معلمی که من قرار است فیلم بازش کنم مثل دختر خاله اش(!) واردکلاس شدم اما خوب گوش مفت نداشت! به امید اینکه احسان پیربرناش نازنین پس از شکست مفتضحانه ی استقلال چیزی در صورتک نوشته باشد روزنامه خریدم ولی چیزی ننوشته بود. حتی دوبار به امید اینک اس ام اس جدید داشته باشم به گوشی نگاه کردم اما خبری نبود...امیدوارم طبق عادت ۵شنبه های قبل پای ۹۰ خوابم نبرد!

پاورقی4: با تشکر از من ( یعنی خودم ) که غلط تایپی هاشو گرفت (گرفتم) .