فرار بزرگ!!!!
مردم شهر کثیف باز هم دروغ می گویند...........!!!!
دیروز داشتم برنامه ی خردسال نگاه می کردم![]()
خاله شادونه داشت آقا گرگ بدجنس دعوا می کرد آخه اون می خواست مرغا رو بخوره خیلی گرگ بدی بود بچه ها کلی ناراحت شده بودن آخه اونا مرغاشون دوست داشتن
خلاصه خاله شادونه کلی روباهه رو دعوا کرد بعد بچه ها که یه روز سخت رو پشت سر گذاشته بودند اومدند توی خونه منتظر شدن تا خاله براشون ساندویچ مرغ بیاره.........
احساس تنها محرکیست که مردم شهر کثیف نسبت به آن واکنش نشان می دهند پس اگر درد داری زجه بزن تا آن ها به فکر دردهای تو باشند...............!!!
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 15:52 توسط خط سوم
|